عکس مطلب جلسه نهم هیئت زوارالزهرا

صوت جلسه نهم هیئت زوارالزهراء

متن سخنرانی:

اصل شرکت

آیه 120 سوره توبه

 «مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»

«مردم مدینه و ساکنان اطراف آن شهر حق ندارند که از همراهی با پیامبر خدا در جبهه ‌و جنگ، شانه خالی کنند و حفظ جان خودشان را مهم‌تر از حفظ جان او بدانند؛ چون هر تشنگی و گرسنگی و رنجی که در راه خدا تحمل کنند و به هر جبهه‌ای که خشم دشمنان بی‌دین را برانگیزد، قدم بگذارند و حتی هر ضربه‌ای که به دشمن بزنند، در ازای تک‌تک این‌ها، کار خیر برایشان ثبت می‌شود. معلوم است که خدا پاداش افراد وظیفه‌شناس را ضایع نمی‌کند.»

مدنظر قسمت آخر آیه هست

«وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»

 « هر کاری که موجب غیظ دشمنان بشه »

آیه 60 سوره انفال

«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»

«برای مقابله با دشمن، هرچه می‌توانید نیرو و تجهیزات نظامی آماده کنید تا بدین‌وسیله، دشمنان خدا و خودتان را به وحشت بیندازید و نیز دشمنان پشت‌صحنه‌ای را که آن‌ها را نمی‌شناسید، ولی خدا آن‌ها را می‌شناسد! هر چیزی را که در راه خدا خرج کنید، در قیامت به شما کامل پس می‌دهند و حقی از شما ضایع نمی‌شود.»

*آیه اعدوا لهم ما استطعتم من قوه*

«که مهم ترین عامل بازدارنده دشمن از تعرض ، دیدن پشتیبانی مردم از نظام به واسطه شرکت در انتخابات است»

آخر این هم جالب است که می‌فرماید

*ما تنفقوا …..یوف الیکم*

نوع انتخاب:

آیه 38 سوره شوری

«وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»

«دعوت خدا را بپذیرند، نماز را با آدابش بخوانند، در کارها بنایشان مشورت باشد، از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم در راه خدا خرج کنند»

*امرهم شوری بینهم*

انتخابات از امور مربوط به خودمان است : امرهم

این با شور و تضارب آراء باید سامان بیابد انتخابات نتیجه این شور را مشخص می‌کند.

 نتیجه این شور (=مشورت) امر ما را امور ما را سر و سامان میده

*امرهم شوری بینهم*

باید خوب انتخاب کنیم که نتیجه خوب بگیریم

ترسیدیم رئیسی را انتخاب کنیم که نتیجه دلار پنج هزار تومان نشود!

ویژگیهای فردی که باید انتخاب کنیم و مسئولیت را به او محول کنیم،از منظر قرآن چیست؟

برخی ویژگیهای عمومی افراد دارای مسئولیت از نگاه قران،بشرح زیر است:

-تخصص و اگاهی ،توانایی جسمانی

«قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ… (بقره، آیه 247)»

پیامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهی شما برگزید زیرا توان علمی و جسمی لازم برای این مسئولیت را دارد.

-امین بودن و حفاظت از خزاین بیت المال و امانتهای مادی ومعنوی مردم

«قالَ اجْعَلْنی عَلى‏ خَزائِنِ اْلارْضِ إِنّی حَفیظٌ عَلیمٌ‏ (یوسف، آیه 55)»

«یوسف گفت: مرا بر خزانه‌داری این سرزمین بگمار، که من امانت‌دار و دانا هستم.»

– قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿قصص، آیه۲۶﴾

يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى ‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است.

– حضرت موسی(ع) به فرعون رهبر طاغوتی می فرماید:« أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ؛» «بندگان خدا را به من ادا کن و بازگردان! به راستی من برای شما رسولی امین هستم.(دخان، آیه 18)؛» زیرا رهبری و مدیریت فرعون طاغوتی است ؛ و او باید امانت را به صاحب آن و اهلش بازگرداند که همان ولایت الهی موسی (ع) است.

«أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ ۖ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ»

موسی گفت: «یوغ بردگی از گردن بندگان خدا بردارید و آزادشان کنید و امورشان را به من واگذارید؛ زیرا من فرستاده‌ای قابل‌اعتمادم.»

اما آیه معروف «ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا مابانفسهم (رعد، آیه 11)»، ضرورت و انگیزه بیشتری را برای مشارکت در امور تزریق میکند.که قرار نیست از اسمان و بیرون از جامعه ؛اصلاحی صورت بگیرد بلکه خود مردم باید اراده کنند و متناسب با ان تصمیم اقدام نمایند.

انتخابات در کشور ما انتخابات سالمی است؛ من تعجّب می کنم از بعضی‌ها که خودشان به وسیله‌ی انتخابات به یک جایی رسیده‌اند، همین ها انتخابات را زیر سؤال می برند؛ چطور آن وقتی که انتخابات به نفع شما است، صحیح و متقن است، امّا آنجایی که به نفع شما نیست، انتخابات می شود خراب؟ «وَ اِن یَکُن لَهُمُ الحَقُّ یَأتوا اِلَیهِ مُذعِنین (نور، آیه 49)» (1) قرآن می گوید: «اگر در قضاوت، حق طرف آنها شد، قبول می کنند قضاوت را، اگر طرف آنها نشد، قبول نمی کنند؛» بعد می فرماید: «اَ فی قُلوبِهِم مَرَض؟ (نور، آیه 50)» (2) در دل اینها مرض هست؟

۱ ) سوره مبارکه النور آیه ۴۹

«وَإِن يَكُن لَهُمُ الحَقُّ يَأتوا إِلَيهِ مُذعِنينَ»

ترجمه:

ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می‌آیند!

۲ ) سوره مبارکه النور آیه ۵۰

«أَفي قُلوبِهِم مَرَضٌ أَمِ ارتابوا أَم يَخافونَ أَن يَحيفَ اللَّهُ عَلَيهِم وَرَسولُهُ ۚ بَل أُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ»

ترجمه:

«آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شکّ و تردید دارند، یا می‌ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند!»

عمر بن حنظله می‌گوید: از امام صادق(ع) درباره دو نفر از دوستانمان (یعنی شیعه) که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنی قدرت حاکمه ناروا) مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌فرماید: «یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به.»

پرسیدم: چه باید بکنند؟

فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است… بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی‌گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.

گفتم: اگر هر کدام شخصی را حَکَم ساخت و راضی شدند که آن دو شخص ناظر در حقّ آنان باشند وآن دو حَکَم، حُکمِ مختلف دادند و هر دو از شما حدیث داشتند و حدیث‌هایشان مختلف بود؟ [آن وقت چه؟]

فرمود: حکم آن کسی درست‌تر است که عادل‌تر و فقیه‌تر و در نقل حدیث راستگوتر و با تقواتر است و به حُکم آن دیگری توجّه نشود.

گفتم: هر دو در نظر اصحاب ما عادل‌اند و پیش شیعه رضایت بخش هستند و برهم برتری و مزیّتی ندارند.

فرمود: به آن روایتی توجّه شود که از ما نقل شده و مدرک حکم آنان است، به هر کدام از دو روایت که مورد اتّفاق شیعه است عمل شود و آن روایت شاد و غیر معروف در نزد شیعه، ترک شود، زیرا در روایت مورد اتّفاق، تردیدی نیست. و همانا امور بر سه گونه است امری که درست و حق بودنش روشن است باید پیروی شود و امری که ناحق و گمراه بودنش روشن است بایداز آن اجتناب شود و [سوم] امر مشکلی که باید به خدا و رسولش برگردد، رسول خدا(ص) فرمود: حلالی است روشن و حرامی است روشن و در بین این دو شبهاتی هم هست، هرکه مورد شبهه را ترک کرد از محرّمات نجات یافته است و هرکه آن را اخذ کرد در نتیجه مرتکب حرام شود و ندانسته هلاک گردد.

گفتم: اگر هر دو روایت از شما مشهورند و هر دو را رجال موثّق از قول شما نقل کرده‌اند؟ [آن وقت چه؟]

فرمود: توجه شود هرکدام با قرآن و سنت موافق است و با عامه [یعنی غیر شیعه] مخالف است به آن عمل شود. آنکه حکمش برخلاف قرآن و سنت و موافق با عامّه است ترک شود.

گفتم: قربانت، اگر دو تن فقیهِ حَکَم، هردو حُکم خود را موافق کتاب و سنت تشخیص دهند ولی یکی از دو خبر موافق عامه است و دیگری مخالف عامه به کدام عمل شود؟

فرمود: آن که مخالف عامّه است مایه رشد و هدایت است.

عرض کردم قربانت، اگر هر دو خبر موافق عامه هستند؟ [یعنی هرکدام موافق یکی از مذاهب اهل سنت است]

فرمود: توجه شود هرکدام بیش‌تر مورد میل حُکّام و قُضات‌اند ترک شود و به دیگری عمل شود.

گفتم: اگر هردو از این نظر برابر باشند و مورد میل حُکّام باشند؟

فرمود: اگر چنین باشد باید صبر کنی تا حضور امام [معصوم] برسی زیرا توقّف در موردِ اشتباه، بهتر از افتادن در هلاکت است.

مطالعه بیشتر