صوت جلسه ششم هیئت زوارالزهراء

متن سخنرانی :

بخش اول سخنرانی

موضوع : ایمان ابوطالب
سلام علیکم | بسم الله الرحمن الرحیم
1-ابوطالب كسى بود كه همسرش فاطمه بنت اسد را به اسلام دعوت كرد ( شرح نهج البلاغه ، ج۱۳ ، ص۲۷۲ ) ، وقتى فرزندش على(عليه السلام)را ديد كه سمت راست پيامبر(ص) و همراه وى به نماز ايستاده نه تنها او را منع نكرد، بلكه او را به همراهى با پيامبر(ص)فرمان داد ، به فرزند ديگرش جعفر نيز گفت كنار رسول خدا(ص) و در طرف چپ او نماز بگزار ( اسد الغابه ، ج۱ ، ص ۳۸۷ ; سيره حلبى ، ج۱ ، ص ۴۳۳ )
2- در محاصره اقتصادى و اجتماعى مسلمين ، همراه مسلمانان به شعب ابوطالب رفت و ریاست قریش را بخاطر پیامبر رها کرد و در آنجا متحمل درد و رنج فراوان گشت. وقتى يكى از مشركان در مسجدالحرام مشتى خون و سرگين بر چهره پيامبر(ص)مى مالد ، ابوطالب شمشير حمايل كرده به مسجدالحرام مى رود و همان كار را بر سر او مى آورد ( كافى ، ج۱ ، ص ۴۴۹ ) ، در شعب ابوطالب براى حفظ جان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)كودك خردسال خود على(عليه السلام) را هر شب جاى او مى خواباند و رنج غربت فرزند ديگر خود جعفر را در هجرت به حبشه تحمل مى كرد.
3- سخنان و اشعارى كه در تأييد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از ابوطالب در منابع معتبر نقل شده بسيار زياد و متجاوز از هزار بيت است كه هم اكنون در كتابى به نام «ديوان اشعار ابوطالب» گردآورى شده است.در اشعارش اعتراف به دین اسلام کرده است:
يا شاهِـدَ الله عَلَىَّ فَاشْهَـد إنّى عَلى دِين النَّبىّ أحمد ( شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص ۷۸ ) .«خدايا شاهد باش كه من بر دين پيامبر يعنى احمد مى باشم».
4- پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) در فوت ابوطالب سخت گريست و از خداوند براى او طلب مغفرت كرد ( شرح نهج البلاغه ،ج۱۴ ، ص ۷۶ ) . و فرمود: در اذيت و رنج ، آنچه قريش بر سرم آوردند كمتر از مصيبت ابوطالب بود و در جريان دعوتم بازو و نگهدار من بود و تا زمانى كه ابوطالب زنده بود قريشيان نمى توانستند مرا اذيت كنند ( سيره ابن هشام ، ج۲ ،ص ۳۰ ) . و هنگام دفن وى فرمود: اى عمو مرا در كودكى پرورش دادى ، در يتيمى كفالت كردى و در بزرگى يارى نمودى ، پس خداوند جزاى خيرت دهد ( تاريخ يعقوبى ، ج۲ ، ص ۳۵۰ ) . پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)در تشييع جنازه او شركت كرد و وعده كرد كه روز قيامت براى پسر و مادر و عمويش ابوطالب شفاعت كند ( تاريخ يعقوبى ، ج۲ ، ص ۳۵ ) . با آن كه تشييع جنازه كافر و شفاعت وى صحيح نيست.
على(عليه السلام) سوگند ياد مى كند كه ابوطالب ، عبدالمطلب ، هاشم وعبدمناف هرگز بتى را نپرستيدند بلكه به سوى كعبه و به آيين ابراهيم(عليه السلام)نماز مى گزاردند ( كمال الدين ، ج۱ ، ص ۱۷۵ ) . و او را كسى مى داند كه اگر تمام گناهكاران روى زمين را شفاعت كند خداوند مى پذيرد ( بحارالأنوار ، ج۳۵ ،ص ۱۱۰ ) . امام سجّاد(عليه السلام) در پاسخ كسى كه از ايمان ابوطالب سؤال مى كرد فرمود: چقدر جاى تعجب است خداوند رسولش را نهى كرده كه زن مسلمانى در نكاح كافرى باشد ، فاطمه بنت اسد از زنانى است كه در اسلام بر ديگران سبقت گرفته است در حالى كه تا آخر عمر ابوطالب ، همسر او بود ( شرح نهج البلاغة ، ج۱۴ ، ص ۶۸ ;الغدير ، ج۷ ، ص ۳۸۱ ) . امام باقر(عليه السلام)ايمان ابوطالب را از ايمان بسيارى از مردم برتر مى داند و نقل مى كند كه على(عليه السلام)دستور مى داد به نيابت وى حجّ به جا آورند ( سيره حلبى ، ج۳ ، ص ۲۰۵ ). امام كاظم(عليه السلام)ابوطالب را از اوصياء انبياء پيشين مى داند كه به نبوت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)شهادت داد و در روز وفات وصايا را به او تحويل داد ( كافى ، ج۱ ، ص ۴۴۵ ) .
خداوند ما را در مسیر اسلام حقیقی ثابت قدم بدارد به برکت صلوات برمحمد وآل محمد

بخش دوم سخنرانی

موضوع : شعر علی ای همای رحمت | شاعر: شهریار

علي اي هما ي رحمت تو چه آيتي خدا خدا را ** كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را

معني: علي(ع)، اي كه همچون پرنده خوشبختي و سعادت هستي، تو چه نشانه اي از خداوند هستي كه سايه مهر و سعادت را بر سر همه موجودات قرار داده اي

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين ** به علي شناختم من ، به خدا قسم ، خدا را

معني: اي انسان اگر مي خواهي خدارا بشناسي، خدا را در وجود علي(ع) ببين زيرا من به خدا قسم مي خورم كه كه خدا را به واسطه علي(ع) شناختم

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ ** به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

معني: مگر تو اي علي(ع) كه چون ابر رحمت هستي بر آتش دوزخ بباري وگرنه شعله هاي عذاب الهي جان تمامي مخلوقات را خواهد سوزاند

برو اي گدا ي مسكين در خانه ي علي زن ** كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را

معني: اي گداي بيچاره و مسكين برو و به حضرت علي(ع) متوسل شو و از او كمك بخواه زيرا حضرت علي(ع) از روي كرم و بخشش انگشتر پادشاهي را به گداي مسكين هديه مي كند

به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من ** چو اسيرتوست اكنون به اسير كن مدارا؟

معني: چه كسي جز حضرت علي(ع) كه به فرزندش بگويد: حالا كه قاتل من اسر و گرفت توست با او به مهرباني رفتار كن

به جز از علي كه آرد پسري ابوالعجايب ** كه علم كند به عالم شهداي كربلا را؟

معني: به جز حضرت علي(ع) چه كسي پسري شگفت آور چون امام حسين(ع) تربيت مي كند كه بتواند در تمام دنيا شهداي كربلا را معروف و مشهور كند

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاك بازان ** چو علي كه مي تواند كه به سر برد وفارا؟

معني: چون با خداوند عهد و پيمان ببندد چه كسي از ميان عاشقان واقعي مي تواند همچون حضرت علي(ع) پيمانش را به پايان برساند

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت ** متحيّرم چه نامم شه ملك لا فتي را؟

معني: من حضرت علي(ع) را خدا نمي توانم بنامم و همچنين ايشان را انسان عادي نمي دانم. در شگفتم كه پادشاه سرزمين جوان مردي(حضرت علي(ع)) را چه بنامم

به دو چشم خون فشانم، هله اي نسيم رحمت ** كه ز كوي او غباري به من آر توتيا را

معني: اي نسيم رحمت ، تو را به چشمان خوت بارم قسم مي دهم كه از درگاه حضرت علي(ع) غباري براي روشنايي و درمان چشمانم بياوري

به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت ** چه پيام ها سپردم، همه سوز دل، صبا را

معني: به اميد آن كه پيام هاي سوزناكم به خاك پاي تو برسد، چه پيام هاي پر سوز و گدازي به باد صبا سپردم تا آن ها را به خاك پاي تو برساند

چو تويي قضاي گردان، به دعاي مستمندان ** كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

معني: اي علي(ع) چون تو تغيير دهنده ي قضا و پيشامد هاي ناگوار هستي ، به حق دعاي نيازمندان و دل آزردگان پيشامد هاي بد را از ما دور گردان

چه زنم چو ناي هر دم، ز نواي شوق او دم؟ ** كه لسان غيب خوش تر بنوازد اين نوا را

معني: چرا بايد من مانند ني همواره از شوق حضرت علي(ع) سخن بگويم؟ چرا كه حافظ بهتر از من اين آواز را خوانده است

« همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي ** به پيام آشنايي بنوازد آشنا را»

معني: تمام شب در اميد به سر مي برم كه نسيم صبح با پيامي از حضرت علي(ع) من را مورد نوازش قرار دهد

ز نواي مرغ يا ححق بشنو كه در دل شب ** غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهريارا

معني: اي شهريار از آواز مرغ حق در ميان شب بشنو كه مي گويد اي شهريار درد و دل خود را در ميان شب به دوست گفتن خوش و دلپذير است. .

بخش سوم سخنرانی

موضوع : نقش امام کاظم در پیشبرد شیعه

امام کاظم (ع) با روشهایی موجب تقویت شیعه شده اند که برخی ذکر میشود:
1-نفوذ شیعه در دستگاهها: از زمان امام کاظم(ع) به بعد ائمه اطهار(ع) وارد عرصه سیاست می‌شوند و به مردم نسبت به فساد دستگاه خلافت هشدار می‌دهند و تلاش می کردند با نفوذ دادن برخی از افراد برجسته مثل علی بن یقطین در دستگاه خلافت بتوانند ضمن جلوگیری از برخی اشکالات و ضربات به اسلام، زمینه‌ نشر فرهنگ اصیل اسلام که همان مکتب شیعه است را فراهم کنند.
2- سازمان وکالت، مجموعه‏اى متشکل از امامان معصوم (ع) و عده‏اى از پیروان نزدیک و وفادار آنان بود که با همکارى یکدیگر، تشکیلات هماهنگ و منسجمی را پدید آوردند تا با اتکا بر آن پیشبرد اهداف دینی خود را محقق سازند. وظایف این سازمان به امور مالی منحصر نبود و وظایف سیاسی، دینی و ارشادی را نیز شامل می‌شد. این تشکیلات تا پایان عصر غیبت صغرا استمرار داشت.
3-بنیانگذاری دهه اول محرم :طبق فرموده امام رضا(ع) اولین امام بنیانگذار دهه محرم پدرشان بودند که از اول محرم تا عاشورا گریه میکردند
4- تربیت شاگردان و آرمان تشکیل حکومت اسلامی:
از جمله یاران و تربیت شدگان مکتب کاظمی، رشد و نمو شخصیت هائی مانند علی بن یقطین، هشام بن حکم، عبدالله بن یحیی کاهلی، صفوان بن یحیی، و… می‌باشند که نقش فراوانی در حفظ و گسترش مبانی و معارف مکتب اهل بیت (ع) و حمایت از شیعیان و علویان ایفا نمودند.
یک روز هارون، به امام هفتم (ع) عرض کرد که حاضر است «فدک» را به ایشان برگرداند!. حضرت موسی بن جعفر (ع) فرمود: «در صورتی حاضرم فدک را تحویل بگیرم که آن را با تمام حدود و مرزهایش به من بدهی» ؟!.هارون پرسید که حدود و مرزهای آن چیست؟.امام (ع) فرمود: «حد و مرز اولش، عدن؛ حد و مرز دومش، سمرقند؛ حد و مرز سومش، آفریقا؛ حد و مرز چهارمش، سرزمین ارمینه و بَحر (دریای) خزر است».هارون با شنیدن این سخنان، رنگ چهره اش تغییر کرد و با خشم وعصبانیت گفت: «با این وضع، چیزی برای ما باقی نمی‌ماند» ؟!.امام کاظم (ع) فرمود: «می‌دانستم که نخواهی پذیرفت» !.( مناقب آل ابی طالب (ع) ۳۲۰:۴)
خداوند ما را در مسیر اسلام حقیقی ثابت قدم بدارد به برکت صلوات برمحمد وآل محمد

سخنران : حاج آقا محمدحسین کشوری

مطالعه بیشتر